درجلسه ی دیروز کاندیداهای ریاست جمهوری مصر یکی از کاندیداها نظر جالبی
در ارتباط با ایران مطرح کرده است:
مجری برنامه از عمر موسی در ارتباط با ایران ورابطه مصر در آینده با این
کشور سوال کرد و ایشان پاسخ دادند :
ایران یک کشور عربی است که فقط زبان وگویش آنها فارسی
می باشد.
می بینید وقاحت این کشورها عربی به کجا رسیده است که ما را عرب_ فارسی
زبان خطاب میکنند.وتمام این سرخوردگیها از بی لیاقتی رهبران ماست.
بیدار شو کوروش ،جهان گشایی تو نیاز دوباره است .
بیدار شو فردوسی،که به حماسه سرایی ات نیاز دوباره است.
بیدار شو ایرانی که خاک وطن ،نیاز به حماسه ی دوباره است.
مادر...
زندان...
این دو کلمه هیچ ربطی به هم ندارد،
اما از جبر این روزها باید در کنار هم بیایند،
برای نسرین ستوده و نرگس محمدی ....
پ.ن :
طرحی از مانا نیستانی
آدمهارو یه چیزی از درون چروک کرده.
هرکدومشون یک تندیس خلاء ناتموم هستن که
یک جاذبه ی کور به جاده وپیاده رو
آورده تا نگاهشون در هیچ به هم خیره بمونه
برای اکنون وهمیشه
...
چرا نمی تونم فرار کنم از این خوش آمدن دیگران؟
دیگرانی که فقط همین را میگویندوبعد یک نقطه
میگذارند ومی روند سر خط بعدی.
کاش رگ وخونی در من بمونه وقتی این همه سرد
را میبینم وحس میکنم حرفها را در زمستان دلم.
چرا بی تابی میکنم؟
مگر نه اینکه قرار بود همینطور بشود
و شد؟